تبليغاتX
خرده گیری - 5. خواستها و نيازهاي بنيادين فرهنگي ملت و پاسداري از هويت ملي فراموش نشود

خرده گیری

نوشتارهایی پیرامون ایران

مجلس، خانه‌ي ملت است و بي‌گمان كساني صلاحيت ورود به خانه‌ي ملت را خواهند داشت كه ضمن توجه به مطالبات انباشته‌شده‌ي ملت در همه‌ي زمينه‌ها، نسبت به خواست‌ها و نيازهاي بنيادين فرهنگي ملت و پاسداري از هويت ملي نيز كوشا باشند. از اين‌رو ما احراز شرايط زير را براي نامزدهاي گرامي لازم دانسته و خواهان اعلام پاي‌بندي آنان به اين اصول هستيم:

1- عشق به ايران و برتري دادن منافع ملي بر همه چيز

ميدانِ ديد نمايندگان نبايد محدود به منافع محلي باشد و بايد مسايل را بر مبناي توسعه‌ي درازمدت و هدف‌مند و يك‌پارچه‌ي ايرانِ پهناور و از زاويه‌ي منافع ملي تحليل كنند و ياريگر همه‌ي تيره‌هاي ايراني براي رسيدن به حقوق‌شان - به دور از هرگونه تبعيض - باشند. پي‌گيري حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران و دفاع از حقوق‌مان در اروندرود و ايستادگي در برابر هوچي‌گري‌هاي برخي سردمداران شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس درباره‌ي جزاير ايراني و توطئه‌هاي آشكار دشمنان شكوه و اقتدار ايران در مورد عنوان تاريخي خليج فارس، از جمله مسايلي است كه بايد پيوسته پي‌گيري شود.

2- پاسداري از زيست‌بوم‌هاي ايران

شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمان‌كاراني كه از طريق وزارت‌خانه‌ها اهداف سودجويانه‌شان را در قالب طرح‌هايي به ظاهر عمراني پي مي‌گيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخص‌هاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبه‌ي 132 را به‌دست آورد. روند تخريب جنگل‌ها و خاك (كه با ادامه‌ي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك‌ مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران‌ شدن مناطق حفاظت‌شده، پارك‌هاي ملي و تالاب‌ها و درياچه‌ها، به اندازه‌اي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب آن تنها عزمي ملي را نيازمنديم. آشكار است كه نه‌تنها نمايندگان منتخب جوامع مدني فرهنگي بلكه همه‌ي نمايندگان بايد براي علمي‌سازي مديريت در اين مورد و پشتيباني بي‌دريغ از كارشناسان، هم‌گام شوند.

3- عشق به تاريخ و فرهنگ ايران

نمايندگان بايد ضمن آشنايي با تاريخ و فرهنگ ايران، به كليت آن - بدون جدا كردن بخش‌هايي معين - عشق بورزند و در برابر تحريف‌هايي هم‌چون گذاردن بخش‌هايي از تاريخ ايران رو در روي بخش‌هايي ديگر - كه نشانه‌هايي از آن گاهي به رسانه‌ها يا حتي كتاب‌هاي درسي راه مي‌يابند - بايستند. از ديد ما مردماني كه باشندگان نخستين اين سرزمين بودند، آنهايي كه فرمان‌روايي‌هاي شكوهمند باستاني ما را پي ريختند و كساني كه ضمن پذيرش دين مبين اسلام از مبارزه براي استقلال ايران كوتاه نيامدند و انقلاب بزرگي را در دانش جهاني رقم زدند، و كوتاه آن‌كه همه‌ي انسان‌هايي كه ايستاده بودن ايران امروزمان را - كم يا بيش - به آنها مديون هستيم، شايسته‌ي احترام هستند.

از نگاه جوامع مدني فرهنگي، مصداق‌هاي عشق به تاريخ و فرهنگ ايران عبارتند از:

الف) در نظر داشتن حوزه‌ي فرهنگي ايران در برنامه‌ريزي‌هاي كلان

تمام مردماني كه جشن/ عيد بزرگ نوروز را برپا مي‌كنند، گذشته‌اي يگانه با ما دارند و جدا از سياست‌هاي ايران‌ستيزانه‌ي برخي از حاكمان آن سرزمين‌ها بايد در روابط خارجي جاي‌گاه مهمي را براي آن مردمان قائل شد.

ب) پاسداري از ميراث معنوي ايران

براي نمونه مي‌توان اشاره كرد به توجه بيشتر به جشن‌هاي ملي ايرانيان از جمله نوروز، مهرگان، شب چله (يلدا)، چهارشنبه‌سوري، سيزده‌به‌در و... - در كنار جشن‌هاي مذهبي ايرانيان - و هم‌چنين تلاش براي بازگرداندن نشان تاريخي و ملي‌مذهبي شيروخورشيد سرخ - به‌جاي هلال احمر عثمانيان - كه در شرايطي سخت و با زحمت بسيار در زمان خود (1334 قمري/ 1903 ميلادي) جزو سه نماد جهاني امدادرساني قرار گرفت ولي با بي‌توجهي ما احتمال حذف آن مي‌رود.

پ) پاسداري از ميراث فرهنگي ايران

ما عمل‌كرد سازمان متولي ميراث فرهنگي (سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري) را در تمام اين سال‌ها كه شكل گرفته است - به نسبت اهميت ميراث فرهنگي در سرزمين كهن‌سالي چون ايران – به جز كم‌شمار حركت‌هاي خودجوشِ معدودي مدير آگاه، ضعيف ارزيابي كرده و از نمايندگان‌مان خواهيم خواست تا ضمن تلاش براي تبديل آن سازمان به وزارت‌خانه‌اي در خور، از گزينش مديراني آگاه‌تر و كارشناس‌تر كه با شور و شوق بيشتري به ايران عشق بورزند براي مديريت آن، حمايت كنند. ايستادگي در برابر فشارهاي غيررسمي برخي كانون‌هاي قدرت‌طلب و جلوگيري از طرح‌هاي بي‌مطالعه‌ي آسيب‌رسان به ميراث فرهنگي از جمله ساخت برخي سدهاي بزرگ مخزني - كه نابودكننده‌ي زيست‌گاه‌ها هم هستند - و شماري از راه‌سازي‌هاي غيراصولي و هم‌چنين دفاع از بافت‌هاي تاريخي برخي شهرها و روستاها و تلاش در راه بهبود وضعيت گردشگري و... از جمله وظايف اين نمايندگان به شمار مي‌رود.

بيانيه به تأييد اين سازمان‌هاي مردم‌نهاد فرهنگي و كانون‌هاي دانشجويي رسيده است:

 انجمن دوستداران میراث فرهنگی ايذه (تاریشا)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)، انجمن حقوق زنان ایران‌بان (قزوين)، انجمن اهورامنش (مرودشت)، انجمن توفا (شوشتر)، انجمن چيستاگشت (تهران)، کانون جوانان پارس (شيراز)، انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا)، انجمن فرپاد (شيراز)، انجمن کهن‌دژ (همدان)، انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین (قزوين)، جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار (يزد)، جمعیت جوانان عصر سبز (يزد)، جمعیت سپندارمدان (تهران)، جمعیت مبارزه با اعتیاد (قزوين)، جمعيت دختران حنانه (تهران)، خانه‌ی مأوای جوان (گرگان)، كانون ايران‌شناسي پاسارگاد دانشگاه تهران، كانون ايران‌شناسي دانشگاه شهيد بهشتي (تهران)، كانون ايران‌شناسي دانشگاه اميركبير (تهران)، کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ (اصفهان)، کانون اندیشه‌ي سپید (تبريز)، کانون پاسارگاد (گرگان)، کانون دانش‌گران فردا (گرگان)، کانون نفس به نفس (تبريز)، موسسه‌ي حمايت از زيست‌بوم‌هاي عشاير، موسسه‌ي مهرآیین (رامهرمز)، موسسه‌ي نوآوران (تبريز)، موسسه‌ي میزان (تبريز)، موسسه‌ي طنين آرتا (تبريز)، موسسه‌ي ايلگار (تبريز)، موسسه‌ي کندوکاو (تهران)، فرزندان اهورايي ايران (مشهد)  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 12:9  توسط علیرضا افشاری  |