X
تبلیغات
خرده گیری - علت خشكيدن دریاچه‌ی ارومیه

نظر یک کارشناس درباره‌ی رایانامه‌ای که در میان ایران‌دوستان می‌چرخد:

علت خشكيدن دریاچه‌ی ارومیه؛ ساخت 40 سد روي 14 رودخانه


وضعیت دریاچه‌ی ارومیه فاجعه‌آمیز است. دفاع از محیط زیست وظیفه‌ای ملی است. مدتی است که روند آسیب دیدن محیط زیست ایران شتاب فزاینده‌ای گرفته است. از نابودی پارک‌های ملی، جنگل‌ها و گونه‌های گیاهی و جانوری گرفته تا تالاب‌ها و دریاچه‌ها. دریاچه‌ی ارومیه در این میان، به دلایل فراوان که در ادامه با آنها آشنا می‌شوید، شاخص است. در این زمینه آگاهی‌رسانی‌هایی خودجوش در جریان است، از جمله رایانامه‌ای (ایمیلی) که در میان ایران‌دوستان می‌گردد. درباره‌ی محتوای این رایانامه نظر یک کارشناس را گرفتیم.

در ابتدای این رایانامه به موضوع اعتراض‌های گسترده و مؤثری که به تغییر نام خلیج فارس در فضای مجازی در جریان است اشاره شده، و از آن نتیجه‌گیری شده که اگر ما بخواهیم کاری را انجام دهیم، می‌توانیم. سپس ویژگی‌های دریاچه‌ی ارومیه برشمرده شده است: «دومين درياچه شور جهان»، «بزرگ‌ترين زيستگاه طبيعي آرتميا»، «بيستمين درياچه بزرگ جهان»، «شورترين درياچه جهان كه حيات در آن جريان دارد» و «بزرگ‌ترين درياچه داخلي ايران». در دنباله درباره‌ی ویژگی‌های یادشده، این‌چنین توضیح داده شده است:

1. دریاچه ارومیه دریاچه‌ای است که در طول تاریخ حتی یک نفر را هم راغرق نکرده، چرا که اگر شنا هم بلد نباشید به سادگی می‌توانید روی آب شناور بمانید؛

2. دریاچه ارومیه بزرگ‌ترين زيستگاه طبيعي آرتميا در جهان است (موجودي زنده که غذاي ماهي خاويار است و قيمت آن تقريبا با ماهي خاويار برابری می‌کند). با وجود این، حتی در صورتی که بعدها هم دریاچه احیا شود دیگر اثری از این موجود نخواهد بود؛

3. این دریاچه شورترين درياچه‌ی جهان است كه حيات در آن جريان دارد؛

4. تحقیقات نشان داده که خواص طبي و درماني لجن و نمک درياچه اروميه بسيار شبيه با خواص نمک و لجن درياچه بحرالميت اردن است که کشورهاي خارجي به ويژه فرانسه، انگليس و آلمان استفاده فراواني از آن مي‌کنند. لجن دریاچه ارومیه قابلیت چشمگیری در کاهش و تسکین درد دارد و می‌توان از آن برای تهيه محصولات بهداشتي و آرايشي و همچنين احداث کلينيک هاي درماني استفاده کرد؛

5. لجن دریاچه ارومیه قابلیت درمان و نیز جلوگیری از پیشروی بیمارهای پوستی را دارد؛

6. نمک دریاچه ارومیه مقادیر زیادی از مواد معدني از جمله کلر، سديم، پتاسيم، کلسيم، برم، سولفات‌ها و ديگر مواد معدني را به همراه کتون دارد. بنابراین نمک اين درياچه براي بيماري‌هاي قارچي و پوستي، دردهاي عضلاني و مفصلي، رفع خستگي و استرس و هم‌چنين بهبود پينه و ترک پا و دست تأثیر دارد.

آن‌گاه درباره‌ی رویداد خشک شدن دریاچه چنین آمده که: «بد نیست بدانید که با وجود فواید بسیار و نقش عمده این دریاچه در اکوسیستم، به دلیل اتخاذ سیاست‌های غلط، سطح آب آن 7 متر کاهش یافته است و برآورد می‌شود تا سه سال آینده کاملا خشک شود. چرا که دیگر خبری از آب 21 رودخانه و 39 مسيل که به درياچه اروميه وارد می‌شد نیست».

در این رایانامه درباره‌ی پیامدهای خشک شدن دریاچه آمده است: «اما کاش با خشک شدن این دریاچه با ارزش که می‌توانست به منبعی برای جذب توریست و کمک به اقتصاد کشور تبدیل شود، فقط از موهبتی مجانی که در اختیارمان قرار داده شده بود بی‌بهره می‌شدیم اما خشک شدن آن علاوه بر از دست دادن مواهبش پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت:

1. زیستگاه بی‌نظیر اطراف دریاچه از حیات خالی خواهد شد؛

2. گرد و غبار نمک دریاچه که بسیار خطرناک‌تر از گرد و غبار خاک است ایران و کشورهای همسایه‌اش را تهدید خواهد کرد چرا که با وزش کمترین بادی ذرات نمک بلند خواهند شد. هر چند شاید گرفتن گرد نمک تفاوتی با گرفتن گرد خاک نداشته باشه ولی تصور کنید به‌جای خاک، نمک به چشم‌تان برود؛

3. نمک دریاچه خشک‌شده، افزون بر به خطر انداختن سلامت جسمي و تنفسي، موجب از بين بردن زمين‌هاي کشاورزي هم خواهد شد. این نمک زمین‌های کشاورزی دست‌کم سه استان را از بین خواهد برد. در حالی که این سه استان از شاهرگ‌های کشاورزی کشور محسوب می‌شوند، تبدیل به گونه‌ای از بیابان خواهند شد».

نویسنده یا نویسندگان رایانامه درباره‌ی راهکارهای نجات دریاچه چنین پیشنهادهایی داده‌اند: 

1. پمپاژ بخشی از آب سدهای اطراف که در مسیر رودهای جاری دریاچه زده شده است؛

2. تزریق آب از دریای خزر و رود ارس؛

3. و بارور نمودن ابرها و ایجاد ابرهای باران‌زا و باران‌های مصنوعی

درباره‌ی بخش راهکارهای این رایانامه نظر فاطمه ظفرنژاد، کارشناس آب و از فعالان این حوزه، را جویا شدیم. ایشان نوشت:

«اين خبر و اين ايميل اطلاعات درستي از وضعيت خطرناك درياچه اورميه می‌دهد كه زندگي 6 ميليون نفر در اين حوضه آبريز را تهديد می‌كند.

اين خبر و اين ايميل به درستي مسأله را مسأله‌اي در سطح ملي برآورد می‌كند كه كاملاً درست است، اما يك اشتباه بزرگ در راهكارهاي ارائه‌شده براي حل مسأله دارد كه در حقيقت اصلا راهكار نيست و با گذاشتن هزينه سنگين بر دوش بودجه ملي، حتي انحراف از مسير به‌شمار مي‌رود.

علت خشكيدن بزرگترين درياچه كشور يعني اورميه، ساخت 40 سد روي 14 رودخانه مهم اين حوضه است كه جلوي آوردِ 5/5 ميليارد متر مكعب آب به درياچه را گرفته‌اند.

متأسفانه همه اين سدها بدون هيچ‌گونه مطالعات نيازسنجي ساخته شده‌اند. مثلا سدهاي زرينه‌رود و سيمينه‌رود براي دشت‌هايي آب تأمين كردند كه بدون آن سدها نيز اراضي آنها آبي بود و اصلاً مشكل كم‌آبي نداشتند و با شبكه سنتي آبياري می‌شدند. پس از ساخت سد زرينه‌رود اراضي پائين‌دست اين سد به‌شدت زهدار شدند و مطالعاتي براي اين اراضي انجام شد و هزينه بسيار سنگين زهكشي بر دوش منابع ملي گذاشته شد.

تقريباً در همگي سدهاي ساخته‌شده در اين حوضه اراضي خشك و بي‌آب و... توجيه ساخت سد نبودند. و در حقيقت اين سدها بدون توجيه اقتصادي حقيقي ساخته شده‌اند. البته گزارش‌هايي به اين نام دارند اما همه آنها با اشتباهات بسيار بزرگ در شيوه تبيين «با طرح» و «بدون طرح» نوشته شده‌اند و البته با روش‌هايي كاملاً جانب‌دارانه و با به‌كارگيري روش‌هاي متروكه نوشته شده‌اند كه خود بانك جهاني چهار دهه است آنها را رد كرده و نقدهاي زيادي روي آن روش نوشته شده است.

مهم‌ترين نقدها بر اين روش كار را در كتاب «سدها و توسعه» كارگروه كميسيون جهاني سدها كه در سال 2000 منتشر شد می‌توان يافت.

البته از توجيه زيست‌محيطي و اجتماعي 40 سد يادشده اصلا نمي‌شود حتي حرف زد. چون از خورشيد روشن‌تر است كه اين سدها هيچ‌يك گزارش تحليلي زيست‌محيطي و اجتماعي نداشتند و ندارند، وگرنه اروميه امروز اين وضعيت فاجعه‌آميز را نداشت و بستر نمك‌زار خشكيده‌اش زندگي و حيات و معاش 6 ميليون نفر را تهديد نمي‌كرد.

اما انتقال آب از خزر و ارس و زاب و دياله و... و يا روش تخيلي فانتزي بچگانه‌اي مانند باروري ابرها، همه و همه روش‌هاي متروكه، ناكارآمد و بسيار بسيار پرهزينه‌اي هستند كه نه تنها به هيچ‌وجه پاسخ‌گوي نياز 5/5 ميلياردي درياچه نيستند كه پيامدهاي بسيار ناسازگارتري در پي خواهند آورد.

تجربه‌ی بسيار تلخ خشكيدن درياچه‌ي آرال در بخش آسيايي شوروي سابق كه هم در كتاب «آخرين واحه» ساندرا پوستل و هم در كتاب «رودهاي خاموش» پتريك مك‌كالي به تحرير درآمده و هم در كتاب «سدها و توسعه» روي آن بحث شده است، نشان‌دهنده‌ی اين است كه تنها عامل خشكيدن درياچه‌ها، همانا سدسازي است و ديگر هيچ. روش‌هاي بسيار پرهزينه و ناكارآمد يادشده‌ی بالا همانند خود سدها، همان‌گونه كه آقای مهندس آل‌یاسین در همايش پژوهشكده منابع طبيعي گفتند «بر دوش مردم تحميل خواهند شد». و هيچ راهكاري براي جلوگيري از فاجعه وجود ندارد مگر بازكردن دريچه سدها در كوتاه‌مدت و برچيدن سدها در ميان‌مدت. كاري كه عليرغم پافشاري و مقاومت سدسازان بالاخره بايد انجام شود. و اميدوارم آن زمان  خيلي دير نشده باشد كه امروز هم بسيار دير است».