تبليغاتX
خرده گیری
نخست باید سپاس‌گزاری کنم از دوستانی که از راه‌های گوناگون مرا مورد لطف خود قرار داده و انتشار فروزش را شادباش گفتند. این مجله متعلق به خودتان است و امیدوارم یاری‌تان را همواره داشته باشم.

هم‌چنین سپاس‌گزارم از دوستانی که بر روی تارنما یا تارنوشت خود به معرفی فروزش پرداختند.

شاهین سپنتای گرامی در ایران‌نامه

مهرداد رضایی گرامی در پارسه

میترا دهموبد گرامی در امرداد

بهزاد فرهانیه‌ی گرامی در آریابوم

محسن قاسمی‌شاد گرامی در تاریخ و ادبیات ایران‌زمین

نیلوفر لقمان گرامی در روزنامک

و استاد دوست‌خواه گرامی در هفتاد و دومین هفته‌نامه‌ی کانون پژوهش‌های ایران‌شناختی (زیربخش 22) با پیوند به نوشتار روزنامک

و دوستان خوبم بابک سلامتی، فرشید ابراهیمی و برادرم، حمیدرضا که در گروه‌های اینترنتی‌شان به معرفی فروزش پرداختند.

*****

بریده‌ی یک مطلب از فروزش

آن‌چه در پی می‌آید بخشی از سخنراني دکتر داوود هرمیداس‌باوند است که با عنوان «پرونده‌ی اروندرود و پیشینه‌ي اختلاف‌ها در مرزهای غربی ایران» در فصل‌نامه‌ی فروزش به چاپ رسیده است. از آن‌جا که این بخش از نوشتار، پیرامون کُردهای خارج از ایران بود و به این ترتیب به جُستارهای پیشین من مرتبط و از سویی دیگر دربرگیرنده‌ی نکته‌های بسیار مهم و ظریفی بود (به‌ویژه درباره‌ی اقدام رضاشاه که تا حدودی نظر پیشین مرا درباره‌ی اقدامات این مرد بزرگ تعدیل می‌کند)، لازم دیدم آن را در این‌جا نقل کنم. گفتنی است دکتر داوود هرمیداس‌باوند از استادان برجسته‌ی حقوق بین‌الملل و هم‌وند شورای پنج‌نفره‌ی رهبری جبهه‌ی ملی ایران هستند که این بر اهمیت سخنان‌شان می‌افزاید. این سخنان در همايش «ايران ورجاوند» (بزرگ‌داشت شادروان دكتر پرويز ورجاوند) ایراد شد که به کوشش «پایگاه اطلاع‌رسانی برای نجات یادمان‌های باستانی»، دوم امردادماه 1386 خورشيدي در  دانشگاه علوم پزشكي تهران برگزار شد. به‌گمان من این پیشنهاد استاد را می‌توان به همه‌ی ایرانی‌تبارانِ بیرون از مرزهای سیاسی ایران تعمیم داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 0:7 |

1. سرانجام فصل‌نامه‌ی فروزش به‌چاپ رسید (یک‌شنبه ششم بهمن‌ماه، شماری از نسخه‌های آن را از صحافی تحویل گرفتم). این فصل‌نامه که حاصل دغدغه‌ها، پی‌گیری‌ها و تجربه‌های چندساله‌ام است به‌زودی در پیش‌خوان دکه‌های مطبوعاتی در دسترس دوست‌داران تاریخ و فرهنگ ایران خواهد بود. این مجله پیش‌کش می‌شود به همه‌ی دوست‌داران ایران.

تلاش من بر این است که هم‌چون مجله‌ی افراز (نامه‌ی درونی انجمن افراز) - که سردبیرش بودم - نوشتارهایی در آن به چاپ برسد که یا دربرگیرنده‌ی آگاهی‌های درست و کاربردی درباره‌ی ایران (ایران‌زمین، ایران‌شهر، ایران بزرگ و یا ایران فرهنگی = حوزه‌ی برگزاری جشن نوروز) باشند و یا به تبیین هویّت ملی یاری رسانند. به عبارت دیگر، از چاپ نوشتارهای احساسی و شعاری تا جایی که امکان دارد، پرهیز شود.

البته بر خلاف افراز، در فروزش بخش‌های دیگری هم که دیگر تلاش‌ها در راه ایران را پی می‌گیرد (از جمله  دفاع از یادگارهای فرهنگی و طبیعی)، در نظر گرفته شده است، هم‌چنین بخش شعر - و در شماره‌های آینده، داستان - که می‌توانند فضای مجله را تلطیف کنند هر چند به گمان من خود آن‌ها - به‌ویژه شعر در جامعه‌ی ایران - بخش‌هایی مهمی هستند اما اگر بشود هم‌راستا با دیگر بخش‌ها شوند حتا بسیار مهم و تأثیرگذار خواهند بود.

2. نوشتار من در پاسخ به نقد دکتر عبدالله ابریشمی، از اندیش‌مندان جامعه‌ی کُردمان را در روزنامک بخوانید. این نوشتار می‌تواند در دنباله نوشته‌هایم پیرامون ملت‌گرایی ایرانی ارزیابی شود.

3. دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران درباره‌ی ورود سومین گرداننده‌ی (اُپراتور) تلفن همراه به شبکه‌ی مخابرات ایران که 49 درصد سهام آن در اختیار شرکت اماراتی اتصالات است، هشداری را منتشر کرد که می‌توانید آن را در تارنوشت کارگروه یادمان ببینید.

ما را در پخش این هشدار یاری کنید.

+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 11:5 |