تبليغاتX
خرده گیری
آنچه در پی می‌آید نوشته‌ای است از دكتر احمد جلالي، نماینده ایران و ریيس پيشين مجمع عمومي كنوانسيون ميراث جهاني در يونسكو، که دوستداران میراث فرهنگی موضع‌گیری وی در برابر سد سیوند را به‌یاد دارند. شوربختانه فرصتی نشده است تا با وی از نزدیک و بیشتر آشنا شوم. در این نوشتار جان کلام را به‌خوبی گفته است. این یادداشت در روزنامه‌ی اطلاعات (سه‌شنبه 28 آبان) به چاپ رسیده است.
امید است اگر آنان که باید، سخن ما را نمی‌شنوند دست‌کم سخن این شخصیت فرهنگی نظام را مورد توجه قرار دهند.
در ضمن نتوانستم خبری از درستی رویداد ریزش بخشی از سقف آرام‌گاه کورش بزرگ در جریان مرمت به‌دست آورم. دوستان اگر کسی آگاهی دارد ما را هم در جریان بگذارد. سپاس.

پس‌نوشت: دوستی گرامی یادآوری کرد که در متن روزنامه‌ی اطلاعات دو بخش از نوشتار - از جهت کوتاه‌‌سازی - حذف شده است و پیوند متن کامل آن را در تارنمای الف فرستادند:

http://alef.ir/content/view/34912/

از این‌رو متن کامل را به‌جای متن پیشین گذاشتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 13:7 |

آن چه در پی می آید یادداشتی است در نقد مدیریت فرهنگ‌سراها، به‌ویژه مرکز مشارکت‌های مردمی ورشو. این مرکزها که قرار بود یاریگر سازمان‌های مردم‌نهاد باشند اکنون خود به معضلی برای آنان تبدیل شده‌اند و در این‌باره شهرداری تهران که به‌توسط سازمان فرهنگی و هنری خود، آنها را زیر کنترل دارد، باید پاسخگو باشد.

در دوره‌ی شهردار کنونی اَبَرشهر تهران تنها چیزی که به عنوان یک فعال فرهنگی و روزنامه‌نویس می‌توانم بگویم دیده‌ام، تبلیغات فراوان برای به‌اصطلاح بهبود و یک‌سان‌سازی پیاده‌روهای خیابان بزرگ ولی‌عصر بوده است؛ کاری که در کمال بی‌برنامگی با کندن تمام طول پیاده‌روهای دو سوی آن آغاز شد و بدون آن که در بخش‌های کوتاه انجام شود و آن‌هم پس از ساختن و تمام کردن یک بخش به سراغ بخش دیگر بروند، برای ماه‌ها در فصل‌های بارندگی (پاییز و زمستان) مردم را در پیاده‌روها دچار وضعیتی خاک‌آلود و گِل‌زده ساخت و یا آنها را ناگزیر از راه رفتن در کنار خیابان و در نتیجه به کثافت کشیده شدن توسط خودروهایی که در خیابان‌های آب‌گرفته با سرعت عبور می‌کردند، نمود. و این وضعیت را باید در کنار بسیاری کارهای مهمی که در اولویت قرار داشت و به آنها رسیدگی نشد، گذاشت؛ آن‌هم پیاده‌روهایی که به خاطر ناهماهنگی سازمان‌های گونه‌گون خدماتی دولتی به‌سرعت در حال بازگشت به وضعیت سابق خود هستند.

به موضوع برگردم: اکثر فرهنگ‌سراها از داشتن مدیریتی قوی و آگاه محروم‌اند و بسیاری از آنان، علت وجودی خود را از دست داده‌اند (در خود یادداشت در این‌باره اشاره‌هایی است). برای نمونه عرض کنم: انجمن افراز که در اوایل کار خود (1381) با قراردادی یک‌ساله از فضای فرهنگ‌سرای بانو (سرو) بهره می‌برد، پس از عدم همکاری ریاست پسین‌ آن، به مرکز مشارکت‌های مردمی در بوستان نظامی‌گنجوی رو آورد که در آن می‌شد به‌صورت چندجلسه‌ای – و در اواخر به‌صورت پولی - از آن مکان بهره برد، اما پس از قطع همکاری اداره‌کنندگان آن به بهانه‌ی تبدیل مرکز به معاونت شهرداری، به مرکز مشارکت‌های مردمی ورشو نقل مکان کرد که در آنجا تنها می‌شد برای زمان‌های کوتاه (که دست انجمن را در برنامه‌ریزی طولانی‌مدت برای کلاس‌هایش می‌بست) مکان را – پس از پرداخت اجاره – در اختیار گرفت، آن‌هم در حالی که هر آن این امکان وجود داشت که به‌بهانه‌ای – مثلا این که چرا سر ساعت مقرر (مانند پادگان‌ها) کلاس را ترک نمی‌کنید یا چرا زیاد در راهرو می‌مانید یا چرا به فلان چیز دست زدید یا ... – عذر شما را برای ادامه‌ی همکاری بخواهند، و در کنار این موارد باید از برخوردهای زشت و نامحترمانه‌ی برخی مسؤولان و کارکنان آنجا هم یاد کرد که دقیقاً از آن مرکز فرهنگی، یک شرکت، آن هم از نوعی که در آن ارباب‌رجوع کمترین ارزش را دارند، ساخته است...

گفتنی‌ها بسیار است. اما به گمان من بخشی از این مشکلات به ناهماهنگی میان خود ما فعالان سمنی (ان‌جی‌اویی) بازمی‌گردد که با هم یکی نیستیم و تا وقتی که دردسری برای خودمان به‌وجود نیاید به فکر انجمن دیگر نیستیم. به هر رو در نقطه‌ی مقابل پاسخ‌گویی شهرداری تهران، کسی هم باید باشد که این پاسخ را مطالبه کند و این، کارِ یک یا دو انجمن نیست، کاری هماهنگ را لازم دارد. یکی از دوستان که ارتباطات دولتی خوبی هم دارد، پس از آن که انجمن متبوعش به یکی از همین مشکلات دچار شد پیشنهاد داد که انجمن‌های تهران به‌طور نمادین در اقدامی هماهنگ و با انتشار بیانیه‌ای، یک ماه فرهنگ‌سراها را تحریم کنند و از گذاشتن برنامه در آن‌ها خودداری کنند... به هر حال می‌تواند اقدام خوبی باشد، ما که اعلام آمادگی کردیم. اگر شما هم نظری دارید، آگاهمان کنید.

این یادداشت با عنوان «فرهنگ‌سراها در کنترل چه کسانی هستند» و با حذف بند پایانی آن، در روزنامه‌ی اعتماد (چهارشنبه 22 آبان) به چاپ رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 0:6 |


 

برای آگاهی بیشتر تارنگار مهار بیابان‌زایی را ببینید.

خبر، عجیب بود. شاید قطع درختان، آن هم در شمار بالا – با آن‌چه که هر روز می‌شنویم - شگفتی نداشته باشد، اما قطع درختان کهن‌سال، آن‌هم به بهانه‌ی مبارزه با خرافات! آن یکی بر خلاف فرهنگ انسانی کهن ایرانی است و این یکی برخلاف تمام زمینه‌سازی‌ها و تبلیغات حکومت. آیا مسؤولان اداره کل اوقاف و امور خیریه‌ی گیلان از ساخت این همه نذرگاه در شهرها – به‌ویژه تهران – بی‌خبرند یا از رشد تصاعدی امام‌زاده‌ها هیچ نمی‌دانند؟ آیا آن درخت‌ها که نزدیک امام‌زاده‌ها هستند خوب و مقدس‌اند که این‌ها نیستند؟ آیا این درخت‌ها کاسبی گروهی را کساد کرده‌اند؟ یا آن مردمی که باوری به کرامت دارند از دیگر جاها نتیجه‌ای نگرفته‌اند و به این یکی روی آورده‌اند؟ آیا این درست است که مردم به آن درخت بی‌زبان پارچه ببندند و بعد ما آن درخت را قطع کنیم؟ آیا مشکل حل می‌شود یا آنها به سراغ درختی دیگر می‌روند؟ که البته اگر همه‌ی درختان را هم قطع کنیم – چون آن اندیشه را تغییری نداده‌ایم –به سراغ چیزی دیگر، حتا سنگ یا ... خواهند رفت. غیر از این است؟
آنان که با درختی مشکلی دارند – سد راه سازندگی‌شان شده! – اکنون دست‌آویز تازه‌ای یافته‌اند!
جالب است از چوب این درختِ به‌زعم آنان «مقدس‌نما» برای امور خیریه استفاده خواهد شد؛ شاید تبرکی بیابد و پس از مرگ گناهانش بخشوده شود!
خداوند همه‌ی ما را به راه راست هدایت کند...

 

+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 13:30 |

زمانی دراز از گذاشتن واپسین نوشتارم در خرده‌گیری می‌گذرد. از دوستانی که در این چند گاه پی‌گیر بوده و سراغم را گرفتند، سپاس‌گزارم. البته در این مدت مشغول به کاری فرهنگی بودم که اگر به بار بنشیند به‌زودی از آن آگاه خواهید شد. در آن صورت، هم‌چون همیشه، یاری‌های شما را پذیرا خواهم بود.

دیده‌بان هم در این مدت بیکار نبود. اگر از پی‌گیری دوست گرامی و دبیر دیده‌بان، رضا نیکپور، که پرونده‌های مترو اصفهان و تعرض به حریم کاخ آپادانا و قلعه‌ی شوش را دنبال می‌کند و هم‌چنین نامه‌ی وی – در راستای برانگیختن توجه دیگر نهادهای رسمی و قدرت‌مند به موضوع تخریب یادگارهای فرهنگی در استان خوزستان - به دکتر علی‌اکبر ولایتی بگذریم، می‌توان به بيانيه‌ي تحلیلی سازمان‌هاي مردم‌نهاد در اعلام همراهي با مواضع‌گيري زيست‌محيطي کارشناسان و احزاب و درخواست آنان براي بازنگري پرونده‌ي سدسازي كشور اشاره کرد که به تأیید 80 سازمان مردم‌نهاد رسید و به‌زودی توسط دیده‌بان به مرکزهای تصمیم‌گیری تسلیم خواهد شد. امید است تا به یاری همه‌ی دوستان بتوانیم از ساخت بی‌رویه و کارشناسی‌نشده‌ی سدها در کشور بکاهیم (در خبرها از بی‌فایده شدن سد دز تا 15 سال دیگر - به‌خاطر مشکلات ناشی از رسوب‌ها - خواندم، هم‌چنین در این‌باره بنگرید به نوشتار «اکباتان؛ سدی که 50 میلیارد تومان اعتبار اضافی هم نتوانست از به گل نشستن‌اش ممانعت کند!» از استاد گرامی، محمد درویش).

البته من بر این گمانم که به‌ویژه برای به‌ثمر رسیدن چنین خواست‌هایی باید بر تلاش‌های‌مان در فرهنگ‌سازی بیشتر بیفزاییم و نخست با پخش چنین بیانیه‌هایی در میان انجمن‌ها، رسانه‌ها و دوستان پی‌گیر، سپس با تلاش برای هماهنگ‌سازی و سازمان‌دهی آنان، بکوشیم به‌وسیله‌ی هر دوست و آشنایی که داریم و از راه انبوه برنامه‌های صدا و سیما، هر چه بیشتر نظرهای‌مان را مطرح کنیم. فراموش نشود که هنوز بسیارند هم‌میهنانی که نسبت به اهمیت یادگارهای فرهنگی و طبیعی غافل هستند، در حالی که اگر این آگاهی گسترده شود – در کنار راه کارشناسی که می‌پیماییم - حتا از راه خانواده‌های آدم‌های مؤثر هم می‌توانیم در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشیم. هم‌چنین از دوستان فعال در سازمان‌های مردم‌نهاد انتظار می‌رود که دست‌کم در شهر خود – و در مرحله‌ای بالاتر، در استان – بر پیوندهای‌شان با دیگر سمن‌ها بیفزایند تا در هنگام لازم بتوانیم با وقت و نیروی کمتر، بازده بیشتر بگیریم. تشکیل خانه‌ی سمن‌ها در هر استان – که در برخی استان‌ها هم هست ولی به گمان من آن‌گونه که باید فعال نیست – و هم‌وند (عضو) ساختن همه‌ی سمن‌ها در آن و سپس شکل دادن شبکه‌هایی اصلی هم‌چون سمن‌های زیست محیطی، دوستدار میراث فرهنگی، اجتماعی و... می‌تواند چشم‌انداز ما را بسیار روشن کند. در هر استان می‌توانند یک یا چند انجمن متولی چنین کاری شوند و یا در جاهایی که خانه‌ی تشکل‌هایی وجود دارد، خون تازه‌ای به رگ‌های فسرده‌ی آن وارد کنند.

به هر رو، متن کامل بیانیه را در پی می‌خوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 11:42 |