تبليغاتX
خرده گیری

خرده گیری

نوشتارهایی پیرامون ایران

19. گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران

در پي تخريب سنگ‌نوشته‌ي ارزش‌مند تاريخي جزيره‌ي خارك و شدت گرفتن تخريب‌ محيط زيست

ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران با همكاري انجمن فرآوران ايران

برگزار مي‌كند:

 

همايش

گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران



 

يك‌شنبه 2 تير - ساعت 16.30

مركز مشاركت‌هاي مردمي (خيابان شهيد نجات‌اللهي، نبش خيابان ورشو)

 

سخنرانان:

فاطمه ظفرنژاد / كارشناس سد و پژوهشگر (قنات‌ها، ميراث چند هزارساله و ديگر جايگزين‌هاي سدهاي بزرگ)

مسعود باقرزاده‌ي كريمي / كارشناس تالاب سازمان محيط زيست (جايگاه ميراث طبيعي در روند توسعه‌ي كشور)

رضا مرادي غياث‌آبادي / باستان‌ستاره‌شناس و پژوهشگر (گزارش تخريب سنگ‌نوشته‌ي خارك)

مژگان جمشيدي / روزنامه‌نگار و كارشناس حوزه‌ي محيط زيست (گزارش ميراث طبيعي)

آرش نورآقايي / روزنامه‌نگار و كارشناس حوزه‌ي ميراث معنوي (گزارش ميراث معنوي)

شهرام زارع / باستان‌شناس و سردبير مجله‌ي باستان‌پژوهي (گزارش ميراث فرهنگي)

و جمعي از كارشناسان ميراث فرهنگي و نمايندگان سازمان‌هاي مردم‌نهاد خوزستان


 

گزارشِ همايشِ «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 14:40  توسط علیرضا افشاری  | 

18. دو خبر و دو بيانيه

 

ارزش تاريخي كتيبه‌ي خارك

روز گذشته (21 خرداد) در مراسم سالگرد شادروان دكتر ورجاوند كه در منزل آن روان‌شاد برگزار شد، آقاي دكتر شهريار عدل را ديدم. از او پرسشي را كه درباره‌ي كتيبه‌ي خارك در ذهن داشتم، پرسيدم. توضيح داد كه آن كتيبه ارتباطي به نام خليج فارس نداشته است و از آن رو داراي اهميت نبوده، ولي از منظر آب و پيشينه‌ي فرمان‌روايي ايرانيان بر گستره‌ي خليج فارس داراي اهميت بسيار بوده و سازمان نه‌تنها در نگه‌داري آن كوتاهي كرده بلكه با تبليغ نادرست آن، باعث تحريك ايران‌ستيزان و كساني كه تحت‌تأثير تبليغات آنان هستند، شده است. درباره‌ي شايعه‌ي جعلي بودن كتيبه هم اظهار داشت كه كندن چنين متني غيرتبليغاتي بر روي سنگي مرجاني (سنگ خارا) امكان درستي آن شايعه را رد مي‌كند و اين موضوع واكنشي بوده از سوي رسانه‌هاي جنوب خليج فارس در برابر خبر نادرستي كه ما مخابره كرديم.
دكتر عدل كه جهاني شدن بسياري از آثار ايراني مديون تلاش‌هاي اوست، درباره‌ي وضعيت پاسارگاد و تخت‌جمشيد هشدار داد كه هرگونه اقدام در راستاي واگذاري آنها به بخش خصوصي مي‌تواند پيامدهاي ناگواري را در پي داشته باشد.
 
 جشن هزاران‌ساله، رسمي شد!
پس از مدت‌ها پي‌گيري، سرانجام «شوراي فرهنگ عمومي» پذيرفت جشن شب چله (يلدا) را در تقويم رسمي بگنجاند.
پيشنهاد چنين موضوعي - و هم‌چنين نوشتن متن نامه كه شوربختانه برخي رسانه‌ها به نام فردي كه برايشان خبر را فرستاده بود آن را چاپ كردند - به شورا، ايده‌ي شاهين سپنتا بود كه توسط ديده‌بان پي‌گيري شد و با مؤافقت 46 سمن (سازمان مردم‌نهاد) به آن شورا ارايه شد (پيوند به خبر ميراث خبر و روزنامه‌ي سرمايه). سرانجام پس از گذشت بيش از 5 ماه و در حالي كه يكي دو بار به طور شفاهي به رضا نيكپور، دبير ديده‌بان پاسخ منفي داده بودند و او خواستار پاسخي كتبي شده بود، روز گذشته دبير آن شورا خبر از تأييد چنين روزي را داد، به همراه شماري روزهاي ديگر (پيوند به خبر همشهري آن‌لاين). به قول وهاب قاسمي، دوست كرمانشاهي‌ام، بار ديگر ثابت كرديم مي‌توانيم اگر بخواهيم.
در ضمن شايسته‌ي اشاره و توجه است كه انجمن ژيار كرمانشاه كه از فعالان بود و در تأييد همين درخواست هم نامش آمده و هم‌وندان آن در جلب توجه ديگر انجمن‌ها در فرآيند همكاري در اعتراض به آبگيري سد سيوند هم فعال بودند لغو اعتبار شده است، هر گونه كه مي‌توانيد نسبت به اين كار كه هنوز مستنداتش ارايه نشده است اعتراض كنيد (براي آگاهي بيشتر بنگريد به گاه‌نوشت‌هاي كاوه كرمانشاهي).

در پي رويداد شوم آسيب ديدن كتيبه‌ي خارك صادر شد:
بيانيه‌ي اتحاديه‌ي انجمن‌هاي علمي باستان‌شناسي سراسر كشور – كه باعث شد تا دادستاني كل كشور نسبت به اين رويداد واكنش نشان دهد.
بيانيه‌ي شماري از انجمن‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي (خانه‌ي تشكل‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي) – كه چون از سوي انجمن‌هايي صادر شده كه دوستدار ميراث فرهنگي و اكثر آنها داراي پروانه از سازمان ميراث فرهنگي هستند اميد است مؤثر واقع شود.
 
متن كامل بيانيه‌ها:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:7  توسط علیرضا افشاری  | 

17. باز هم؛ نابودي سندي تاريخي



خبر بسيار دردناك تخريب سنگ‌نوشته‌ي تاريخي خارك را دوستم حسن ظهوري به من داد (پيوند به خبر سي‌اچ‌ان). آن‌چه مي‌خوانيد يادداشتي است كه در اين‌باره نوشتم و چند خطي از آن را روزنامه‌ي سرمايه بازتاب داد.
در اين نوشته تلاش كردم مانند هميشه نگاهم به پيش باشد - كمي هم توجه بدهم به اهميت اين يادگارها، اگر گوش شنوايي پيدا شود - و از دوستداران ميراث فرهنگي هم مي‌خواهم تا با نوشتن مطالبي اعتراضي، اين رويداد تلخ را فرصتي كنند براي پاسداري از همه‌ي يادگارهاي فرهنگي.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:37  توسط علیرضا افشاری  | 

16- حاشيه اي بر همايش سدهاي بزرگ – بخش دوّم


آن‌چه مي‌خوانيد بخش دوم حاشيه‌اي است كه بر همايش «سدهاي بزرگ؛ پيامدها و جايگزين‌ها» نوشته‌ام، شايد اين نوشتار بخش سومي هم داشته باشد كه نقدي خواهد بود بر سخنان يكي از سخنرانان همايش. هر چند اكنون در انجام چنين كاري كمي دو دل هستم، چرا كه قصد ندارم با نوشتن مطلب، اشتبا‌ه‌هاي سخنران يادشده را بزرگ كنم.

پيوند به متن سخنراني آقاي محمد درويش در روزنامه‌ي كارگزاران

پيوند به بخشي از سخنراني خانم فاطمه‌ ظفرنژاد در روزنامه‌ي هم‌شهري و روزنامه‌ي اعتماد 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11:24  توسط علیرضا افشاری  | 

15- حاشيه اي بر همايش سدهاي بزرگ – بخش يكم

- بايد اين گزارش را زودتر آماده مي‌كردم، البته هنوز هم كامل نيست... چند روزي است كه درگير مشكلي شده‌ام.

- دوست ايران‌پرستم، بهرام روشن‌ضمير نقدي داشته به نوشتار من پيرامون دكتر مصدق. از او سپاس‌گزارم، آن را در اولين فرصت مي‌خوانم و نظرم را برايش مي‌نويسم.

- وطن يعني نماز خون به خونين‌شهر خواندن / مهاجم را ز خرم‌شهر راندن...

فرا رسيدن سوّم خرداد، سالروز آزادسازي خرم‌شهر را به دوستان گرامي شادباش مي‌گويم.

- پيوند بازتاب‌هاي همايش در مطبوعات:
روزنامه‌ي اعتماد
روزنامه‌ي كارگزاران
روزنامه‌ي دنياي اقتصاد

*****

عصر يك‌شنبه بيست‌ونهم اردي‌بهشت به كوشش «دوست‌داران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران» و با ياري «انجمن كوه‌نوردان ايران» (گروه ديده‌بان كوهستان)، همايش «سدهاي بزرگ؛ پيامدها و جاي‌گزين‌ها» در مركز مشاركت‌هاي مردمي واقع در خيابان ويلا برگزار شد. اگر راهي كه اين همايش گشوده، دنبال شود مي‌توان همايش «سدهاي بزرگ» را نقطه‌ي آغازي دانست بر دور جديدي از نقد بر روند بي‌رويه‌ي ساخت سدها در ايران، كه در پي سلسله‌نقدهايي كه در اين چندساله - هم‌زمان با تكميل و راه‌اندازي سد سيوند - بر سدها در مطبوعات آغاز شده، شكل گرفته است. و بايد دست مريزاد گفت به دوستان‌مان در گروه «دوست‌داران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران» كه با تلاش خود شماري از كارشناسان ناقد را گرد هم آورده بودند. به عنوان كسي كه در جريان شكل‌گيري اين گروه بوده، شايد لازم باشد اين رويكرد تازه‌ي دوستان را به آنان شادباش بگويم، چرا كه كارشان از جنبه‌اي صرفاً اعتراضي به جنبه‌هاي فرهنگي و آگاهي‌رساني چرخش كرده ‌است.

آغاز شكل‌گيري اين دوستان برمي‌گردد به تجمع چهارشنبه، هجدهم بهمن 1385 در جلو وزارت نيرو و پس از آن - در همان روز - سازمان ميراث فرهنگي، كه سنگ‌بناي اعتراض‌هاي ميداني عليه ساخت سد سيوند در تهران را شكل داد. روز پيش از آن، كه «پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌ها باستاني» نشستِ هفتگي خود را داشت، موضوعِ اين تجمع اعلام شد و چون كسي برگزاركننده‌ي آن را نمي‌شناخت و اين، نخستين حركت از اين دست محسوب مي‌شد، من از همراهان پايگاه خواستم تا بدون اعلام نام پايگاه و به‌طور غيررسمي در آن شركت كنند. تني چند از دوستان ما در آن شركت كردند و در آن ميان، چند نفري از كساني كه تازه به پايگاه پيوسته بودند و هنوز در آن فعال نشده بودند با ديگر كساني كه به طور پراكنده به تجمع يادشده – كه به وسيله‌ي پيامك تبليغ شده بود – آمده بودند، به مرور زمان گروهي را شكل دادند كه بدنه‌اش، همين انجمن برگزاركننده‌ي همايش روز يكشنبه است. هر چند همان‌روز از طريق دوستانم، تلفني با دعوت‌كننده‌ي آن تجمع كه جواني مشهدي بود آشنا شدم ولي رهبري يا نمايندگي گروه را كم‌كم علي صادقي كه ساكن تهران بود بر عهده گرفت. او اطلاعات زيست‌محيطي خوبي دارد و گويا در انجمن‌هاي زيست‌محيطي فعال بود ولي ديدگاهش – كه از سه بار بحث كردن با وي دستگيرم شد و خود نيز آشكارا آن را مي‌گفت – صرفاً اعتراض بود و نه نتيجه. آخرين بار، انجام چنين اقدامي از سوي او را در جلو سازمان محيط زيست و در اعتراض به مرگ فلامينگوها كه شماري وبلاگ‌نويس زيست‌محيطي پيشنهاد برگزاري تجمع‌اش را داده بودند، شاهد بودم كه در حالي كه آقاي دلاور نجفي، معاونت سازمان به نزد گروه معترض آمده و قول‌هايي داده بود پيشنهاد من براي پي‌گيري آن قول‌ها را رد كرد و تنها به نوشتن اعتراضي تند و جمع‌آوري امضا براي آن بسنده كرد. من چون خود و پايگاه را در ميان كساني كه سابقه‌ي كار در زمينه‌ي دفاع از محيط زيست داشتند براي نتيجه‌گيري از اعتراض، صاحب صلاحيت نمي‌دانستم در آن كار دخالت نكردم ولي پيش از آن در هنگام تحصن در برابر مجلس شوراي اسلامي چون علاوه بر گروه خود، نمايندگي دوستان بختياري را كه دعوت‌كنندگان آن تحصن بودند بر عهده داشتم و دكتر شاهين سپنتا و عليرضا روحاني هم كه هر كدام به نمايندگي گروه‌هايي از اصفهان از راه دور خود را به تحصن رسانده بودند با من هم‌نظر بودند، نظر مخالفِ صادقي را رد كردم كه اين موجب گلايه‌مندي او - كه اكنون براي ادامه‌ي تحصيل در خارج از كشور است - شد...

به هر رو اين كه، گروهي كه به خاطر فعاليت‌هاي معترضانه و اجرايي‌اش هميشه براي شماري از جوانان جذابيت داشت، امروز همايش برگزار مي‌كند و آن هم همايشي علمي، بسيار جاي تحسين دارد و اميدوارم اين راه دنبال شود.

اما درباره‌ي همايش، نقدها و پيشنهادهايي به نظرم رسيده كه آنها را با شما، هم‌چنين استادان و برگزاركنندگان آن، مطرح مي‌كنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 18:21  توسط علیرضا افشاری  |