تبليغاتX
خرده گیری

خرده گیری

نوشتارهایی پیرامون ایران

خبر شوك‌آور بود... به كدامين گناه!

سپاس‌گزارم از دوستان ناديده‌ي بلوچم كه اين تارنوشت را از نظر گذرانده و نظرشان را گذاشتند و هم‌چنين سپاس از دوستان خوبم كه دعوتم را براي بازديد پذيرفتند.

اما پيام‌هاي آخر دوستان تازه‌ام مرا شگفت‌زده كرد، آخر چرا؟ سري به خبرنامه‌ي اميركبير زدم و اصل خبر را خواندم... مگر مي‌شود؟ تنها كاري كه از دستم برمي‌آمد اين بود كه زنگي به حقوق‌بان ايران‌پرست بزنم، مردي كه براي خدمت به انسان و ايران هميشه آماده است؛ دكتر محمدعلي دادخواه. گفت كه وكيل مهرنهاد، دكتر نيك‌بخت است ولي با اين حال فردا اين موضوع را در نشست وكلاي مدافع حقوق بشر عنوان خواهد كرد و از هيچ تلاشي در راه آزادي دوست بلوچ ما فروگذار نخواهد كرد.

اميد است كه خطر از سر يعقوب بگذرد تا هر چه زودتر با آزادي‌اش، خانواده، خويشاوندان، هم‌انجمني‌ها و ما شاد گرديم.

*****

اما نوشتاري كه اينك تقديم مي‌شود و چندي پيش در شماره‌ي دهم ماهنامه‌ي صنعت گردشگري صاعقه به چاپ رسيد، به آسيب جدّي‌اي مي‌پردازد كه با عبور قطار اصفهان - شيراز از نزديكي مجموعه‌اي از بناهاي ارزشمند تاريخي روي خواهد داد. اين وضعيت هر چند اعتراض شماري از سازمان‌هاي مردم‌نهاد و كارشناسان را در پي داشت ولي گويا با موافقت سازمان ميراث فرهنگي، راهِ ميانه‌اي برگزيده شد تا ماجرا هر چه زودتر به‌پايان برسد و اين خط گشوده شود و مايه‌ي مباهاتي گردد هرچه زودتر... تا زماني هم كه تخريب كامل شد ديگر كجا خواهند بود آقاي وزير راه و رييس‌جمهور فعلي، خدا مي‌داند...

تلاشم بر اين بود به اين رويداد غم‌بار از زاويه‌اي ديگر بنگرم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:50  توسط علیرضا افشاری  | 

 

از همه‌ي دوستاني كه سري به اين ديدارگاه مجازي زدند، سپاس‌گزارم؛ دوستان نازنيني كه برخي نظرشان را هم گذاشتند تا من با دل‌گرميِ بيشتر اين راه را دنبال كنم.

مي‌دانم كه تارنوشت‌(وبلاگ‌)ها بيشتر براي نوشته‌هاي كوتاه و نظر نويسنده درباره‌ي موضوع‌هاي گونا‌گون جاري مناسب‌اند، ولي «خرده‌گيري» جايي است كه من نقدهايم را در آن خواهم گذاشت؛ نقدهايي كه برخي در جايي چاپ شده‌اند اما آن‌قدر – از ديد من – اهميت داشته‌اند تا تكرار شوند؛ نقدهايي كه ممكن است بلند باشند يا متنوع؛ ... ولي يك فصل اشتراك يا محوريت دارند و آن دردهاي همين گروه از دوستانم است كه امروزه بيشتر با هم هستيم.

البته تلاش مي‌كنم از كنار موضوع‌هاي ناخرده‌گيرانه‌ي مرتبط و مهم هم گذرا نگذرم. يكي‌اش همين بيانيه‌اي است كه در پي آورده‌ام؛ بيانيه‌اي كه پنج‌شنبه‌ي گذشته (يازدهم بهمن‌ماه)، در حاشيه‌ي بيست‌ويكمين نشست فصلي خانه‌ي احزاب ايران، بر دست 31 حزبِ – از نظر حكومت – قانوني صادر شد و متين و مستدل بر حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران پاي فشرد.

برتري اين بيانيه – حتا به نسبت بيانيه‌هاي گروه‌هاي مخالف دولت – در اين است كه دو نكته‌ي كليدي درباره‌ي حقوق ما در درياي مازندران را مورد توجه قرار داده: يكي، خطر بستن قراردادهاي دوجانبه‌ي تحديد حدود ميان ايران و دولت‌هاي تركمنستان و جمهوري آذربايجان (اران)، كه شوربختانه دولت به آرامي در حال پيش بردن آن است (انجام شدن اين كار يعني به رسميت شناختن ديگر قراردادهاي دو و سه‌جانبه و رسميت دادن به زياده‌خواهي‌هاي همسايگان آبي ايران در درياي مازندران) و ديگري، توجه به موضوع «عدم نياز به تحديد حدود براي بهره‌برداري از منافع درياي مازندران»، كه آن هم با پيشنهادي سنجيده همراه شده است. فراموش نشود كه منتقدان سهم 50 درصدي ايران، تمام سخن‌شان بر همين پايه استوار است كه چنين سهمي را نمي‌توان روي نقشه مشخص كرد چرا كه در آن‌صورت، همسايگان نزديك به ما فاقد كمترين حوزه‌ در اين دريا خواهند شد، در حالي كه با پي‌گيري اين پيشنهاد - كه كاملا شدني است و همانند چنين شركت‌هاي چندمليتي را هم بسيار مي‌توان سراغ گرفت - حق و سهم تاريخي و قانوني ملت ايران در درياي مازندران هم محفوظ خواهد ماند و از بسياري اختلاف‌ها در آينده هم كاسته خواهد شد و هم‌چنين بهتر مي‌توان به‌سوي غيرنظامي كردن اين دريا هم گام برداشت.

متن كامل بيانيه را بخوانيد، ضمن آن‌كه از دوستان خواهشمندم در پراكنش آن كوشا باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 15:31  توسط علیرضا افشاری  | 

نوشتاري كه در پي مي‌آيد به ياد يعقوب مهرنهاد، دبير انجمن صداي عدالت زاهدان نوشته شده است. چندي پيش اين نوشتار را براي يكي از تارنگارهاي فعال فرهنگي ملي‌گرا كه به مديريت يكي از هم‌انديشانم و زير نظر شوراي نويسندگاني ايران‌دوست اداره مي‌شود فرستادم. دوستم به من پاسخ داد كه تارنگارشان یک تارنگار فرهنگی است و به هیچ روی وارد حیطه‌ی مسائل سیاسی نمی‌شود و براي من كه فكر مي‌كردم نوشته‌ام درون‌مايه‌اي فرهنگي دارد چند پيوند (لينك) اينترنتي را پيوست نوشته‌اش قرار داد كه در آن‌ها سخناني از مهرنهاد رفته بود و او را چهره‌اي قوم‌گرا و سياسي كه مواضعي مشكوك داشته معرفي كرده بودند. دليل دوستم را پذيرفتم، و در عين حال نوشته‌هاي يادشده را با دقت خواندم ... اما به نظرم صحيح نرسيدند. اين انگيزه‌اي شد تا اكنون اين‌گونه در خدمت شما باشم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:50  توسط علیرضا افشاری  |